جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای تربیت

پریا پارسا، مرتضی میرغلامی، مینو قره بگلو،
دوره 7، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده

ایدۀ‌ شهر دوستدار کودک با هدف تأمین رفاه کودکان، فضاهای شهری را برای کودکان، قابل فعالیت می‌کند. امروزه بسیاری کشورها اصول شهر دوستدار کودک را به کار می بندند؛ اما غالب فضاهای شهری طراحی شده برای کودکان در ایران، الگوبرداری از تجارب سایر کشورها، بدون درنظرگرفتن ارزش‌های فرهنگی است. از‌این‌رو، این پژوهش به دنبال یافتن پاسخ این سؤال است که فضاهای باز محلات در ایران چگونه می توانند ضمن توجه به خواست و نیاز کنونی کودکان، در انتقال مفاهیم دینی اسلامی به آنان مؤثر باشند؟
با بررسی منابع فلسفی، عرفانی و کلام اسلامی، به عنوان مبانی نظری، و با استراتژی پژوهش قیاسی برای تبیین الگوی نظری و استراتژی پژوهش استقرایی برای آزمون الگوی نظری در بخش مورد‌پژوهی، الگویی ایرانی اسلامی با نام «شهر مربی کودک» ارائه می‌شود که مطابق آن، شهر مناسب کودک از منظر اسلام در کنار توجه به رویکرد محتوایی (ماهیت نیازها و خواسته‌های کودک)، رویکرد فرآیندی (توجه به فرآیند رشد کودک) را اتخاذ می‌کند؛ و این دو رویکرد درکنار هم، محیط را به یک مربی فعال تبدیل می‌کنند.
یافته‌ها نشان می‌دهند که پنج معیار در ساختار شهر مربی کودک دخیل هستند: محتوای آموزش دینی به کودک، روش آموزش دینی به کودک، ویژگی‌های محیطی، محیط فرهنگی رشد کودک، ویژگی‌های گروه سنی کودکان. ارتباط معیارها به این صورت است که محتوای آموزش از طریق روش آموزش و با کمک شاخص‌های محیطی، در یک بستر فرهنگی، به کودکان منتقل می‌شود.
شاخص‌های محیطی اثرگذار بر انتقال مفاهیم دینی به کودکان از طریق روش دلفی تدقیق شدند؛ و برای یافتن پاسخ سؤال پژوهش، شش محله طبقه اجتماعی متوسط شهر تبریز، انتخاب؛ و با روش‌های مشاهده محقق و مصاحبه نیمه ساختاریافته جهت‌دار با هفتاد و دو کودک شش تا دوازده ساله، ارتباط شاخص‌های محیطی با محتوای آموزش دینی در هر یک از محلات بررسی شد. یافته‌ها نشان می‌دهند محیط در کنار آموزش رسمی در خانه و مدرسه به کودک، می‌تواند در تربیت غیررسمی و انتقال مفاهیم دینی به کودک، نقش «بازدارنده» یا «تقویت‌کننده» داشته باشد؛ به‌طوریکه در برنامه‌ریزی فضا برای انتقال محتوای دینی به کودک، باید شاخص‌های محیطی تقویت‌کننده را شناسایی و شاخص‌های بازدارنده را برطرف کرد. همچنین، «امکان ایجاد قلمرو شخصی» و «حمایت اجتماعی» به عنوان شاخص‌های محیطی تقویت‌کننده، دارای بیشترین فراوانی، و در مقابل، «تنوع قرارگاه‌های رفتاری»، «چیدمان‌های مطلوب دارای قابلیت»، «وجود ریسک‌های اجتماعی و کالبدی» و «پیچیدگی و چالش‌برانگیزی محیط» به عنوان شاخص‌های محیطی بازدارنده، دارای کمترین فراوانی در محلات هدف تحقیق هستند.
محمد رضا عطایی همدانی، احمد نوذری فردوسیه،
دوره 10، شماره 3 - ( 1-1401 )
چکیده

بنا بر اعتقاد بسیاری از اندیشمندان سبک زندگی اساساً وابسته به مکتب و ایدئولوژی است. بدین ترتیب بروز و ظهور یک فرهنگ در بعد اجتماعی، زمانی رخ می‌دهد که سبک زندگی مردمان مطابق با مکتب حاکم باشد مکتب تشیع نیز با بهره‌گیری از مفهوم ولایت در کنار توحید اسلامی برای تمام شئونات فردی و اجتماعی شیعیان برنامه عملی ارائه می‌کند. در حقیقت نوع قابل تمایزی از سبک زندگی را در ادوار مختلف پیشنهاد می‌کند که فارغ از وابستگی به شرایط زمانی و مکانی، هویت متمایزی ایجاد می‌کند. در فرایند تربیت، مبانی نظری و مهارت‌های فردی و جمعی وابسته به مکتب تشیع از نسلی به نسل بعد انتقال می‌یابد. پژوهش حاضر ضمن شناخت نقش تربیت به‌عنوان عامل ترویج و تداوم سبک زندگی شیعی، اهمیت حسینیه‌ها را به‌عنوان ظرف مکانی با کارکرد تربیتی-آموزشی یاد شده بیان می‌کند؛ و برای اثبات این مدعا نقش حسینیه‌های شهر کاشان در شکل‌گیری و تداوم سبک زندگی شیعی را نشان می‌دهد. برای تدوین چارچوب نظری در پژوهش حاضر از راهبرد استدلال منطقی و برای نمایش مصداقی آن از راهبرد موردپژوهی بهره‌گیری شده است. بدین ترتیب شاخصه‌های برگرفته از سبک زندگی و تربیت اسلامی در انطباق با ویژگی‌های معمارانه شامل کارکرد، کالبد و ارتباط با بستر طبیعی و شهریِ حسینیه‌های کاشان، به‌عنوان مصداق قرار گرفته است.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله پژوهش های معماری اسلامی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Journal of Researches in Islamic Architecture

Designed & Developed by : Yektaweb