جستجو در مقالات منتشر شده


4 نتیجه برای ترکیب

شهاب شهیدانی،
دوره 6، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده

رویکردهای کتیبه­شناسی موجود؛ اغلب وجوه مختلف ادبی و ملاحظات محتوایی متن، اهمیّت تاریخی و توجه به وقایع گذشته در بطن کتیبه­ها را مدّ نظر دارد و این امر منجر به گونه­شناسی و طبقه­بندی کتیبه­ ها از حیث مضامین وقفی، فرمانی، یادمانی و احداثی و در نوع دیگر شناخت مواد و مصالح شده است. در این میان جنبه ­های هنریِ کتیبه­ ها از منظر خوشنویسی که دارای ارزش بالایی می­ باشد، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. بخش مهمی از این نقیصه به فقدان مبانی و روش­ های نقد کتیبه­ ها بر اساس ملاحظات خوشنویسی و اصول و قواعد آن باز می­ گردد. با آنکه این اصول و قواعد؛ منبع و معیاری مهم برای درک زیبایی، شناخت و تحلیل آثار خوشنویسی است اما این سنجه بیشتر در قالب­های غیرکتیبه­ نگاری و از جمله قطعه­ نویسی، چلیپا، کتابت و کتاب­ آرایی به کار گرفته شده و در خصوص کتیبه نگاری مورد غفلت قرار گرفته است. هدف این پژوهش ارائه مبانی نظری و تحلیلی در خصوص چگونگی بهره­ مندی از اصول و قواعد خوشنویسی در کتیبه­ شناسی از منظر هنر خوشنویسی است این امر با روش تحلیلی و توصیفی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ­ای و اطلاعات میدانی از کتیبه ­ها انجام گرفته است. در پی یافتن سوال و مسأله اصلی پژوهش مبنی بر چگونگی تحلیل کتیبه­ ها از منظر اصول و قواعد خوشنویسی؛ و با عطف به رساله ­های خوشنویسی و پژوهش­ های مرتبط، یافته ­های پژوهش بیانگر آن است که استفاده از  اصول و قواعدِ مندرج در رساله­ های خوشنویسی، بنا به ملاحظات خاص کتیبه­ نگاری و مقتضیات معماری با جرح و تعدیل لازم و با توجه به میزان انطباق برخی از آنها در کتیبه ­نگاری امکان­پذیر خواهد بود. اصل نسبت، ترکیب و کرسی در روند تحلیلی کتیبه­ ها دارای ارزش مهم­تری است و اصول صفا و شأن، قاعده مشق نظری و عملی در درجه بعدی قرار می­ گیرد. نحوه شناخت سبک و شیوه به عنوان مولّفه ­ای اساسی در تحلیل کتیبه­ نگاری نیز با توجه به کیفیت و کمیت کتیبه ­ها دارای اهمیت است. طبیعی است که مبانی ارائه شده در جنب سایر روش­ ها و گونه­ شناسی مطالعاتِ کتیبه­ نگاری، می­ تواند به درک روشمندتری از ارزش­های کتیبه نگاری منجر شود و چشم ­انداز تازه ­تری را برای ارزیابی و تحلیل وجوه زیباشناختیِ کتیبه­ ها فراهم ­سازد.
احمد صالحی کاخکی، بهاره تقوی نژاد،
دوره 6، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

آرایه های گیاهی، یکی از بارزترین نقوش به کار برده شده در انواع هنرها به شمار می رود که همواره حضوری بارز و مستمر داشته و با غنای بسیار به اجرا درآمده است. استفاده از این گروه آرایه ها در تزیینات معماری نیز به وفور مشاهده می شود و  تزیینات گچ بری هم، از این قاعده مستثنی نیستند. نحوه ترکیب بندی آرایه های گیاهی، در هر دوره از ویژگی های خاصی برخوردار بوده است، گرچه بخش عمده ای از این ترکیب بندی ها در طی قرون متمادی به دفعات تکرار شده که می تواند به عنوان ویژگی سبکی تزیینات گیاهی نیز به شمار آید. هدف این پژوهش، گونه شناسی و طبقه بندی ترکیب بندی های شاخص گیاهی در تزیینات گچ بری قرون اولیه اسلامی تا پایان قرن هشتم هجری است. در راستای دستیابی به این هدف، پرسش اصلی این پژوهش چنین است: رایج ترین ترکیب بندی های گیاهی در تزیینات گچبری دوره اسلامی تا پایان قرن هشتم هجری کدام است؟ کدام ترکیب بندی ها را می توان از جمله ویژگی های شاخص آرایه­های گیاهی در یک دوره یا بازه زمانی خاص، به شمار آورد؟ روش یافته اندوزی بر اساس پژوهشی میدانی (عکاسی طرح خطی1 تصاویر) و با استناد به منابع مکتوب انجام شده که به روش تاریخی- تطبیقی، به تحلیل داده های بدست آمده از نمونه های مطالعاتی می پردازد. نتایج حاصله، که از بررسی تزیینات گچبری دارای آرایه های گیاهی در دوره اسلامی تا اواخر قرن هشتم هجری، به دست آمده حاکی از آن است که؛ می توان ترکیب بندی های موجود در نمونه های مطالعاتی را به 9 گروه عمده طبقه بندی نمود که برخی از این گونه ها تقریباً در تمامی دوره های تاریخی استمرار داشته است از آن جمله می توان به؛ ترکیب بندی های دو اسلیمی و سه اسلیمی در حاشیه ها و استفاده از بند/ساقه های ظریف با قوس های حلزونی اشاره نمود. اما تعدادی از این ترکیب بندی ها در دوره های تاریخی متاخر (قرون هفتم و هشتم هجری) رو به تکامل نهاده و یا از کاربرد بیشتری برخوردار است که  استفاده از ترکیب بندی های گیاهی چند لایه، کاربرد ساقه گیاهی ظریف در پس زمینه، قوس های حلزونی با پیچش زیاد و ... از آن جمله است.
الهه فاتحی، علیرضا شیخی،
دوره 8، شماره 1 - ( 3-1399 )
چکیده

حرم مطهر رضوی در زمره باشکوه‌ترین بناهای مذهبی با گنجینه‌ای از آثار خوشنویسی است. ازجمله این آثار کتیبه‌ها و نقوش ازاره سنگی منبت دو رواق حاتم خانی و توحیدخانه بوده که ازلحاظ کیفیت بصری قابل‌تأمل است. هدف از انجام این پژوهش، شناسایی و تطبیق ویژگی ساختار بصری و مضمون کتیبه‌ها و تزیینات حجاری‌شده در ازاره سنگی دو رواق مذکور است. بنابراین ساختار بصری و تجسمی کتیبه‌ها در رواق‌های حاتم‌خانی و توحیدخانه چیست؟ و چه محتوایی دارد؟ روش تحقیق، توصیفی _تحلیلی و تطبیقی و گردآوری داده‌ها، کتابخانه‌ای و عکاسی میدانی است. یافته‌ها نشان می‌دهد؛ مضمون کتیبه‌ها بر اساس مفاهیم قرآنی و دعایی با خط ثلث، قطعات ادبی به خط نستعلیق و با موضوعات مودت و دوستی اهل‌بیت و مقام بخشش خداوند اجراشده است. خط کتیبه‌ها ثلث، نستعلیق و نسخ می‌باشند؛ که به‌واسطه‌ی شکل و فرم مدور آن‌ها، دارای جلوه‌ای پویا هستند. بکارگیری این خطوط در کتیبه‌های ثلث و نستعلیق در ارتباط با مبانی خوشنویسی بوده که از جهت فضاسازی و قرائت آسان با قابلیت‌های بصری این دو نوع خط هماهنگ شده است. کتیبه‌های دو رواق مذکور به‌صورت طوماری، کمربندی و تک‌سطری مشاهده شدند و ساختار تجسمی کتیبه‌ها در قالب‌های هندسی، بیضی، دایره و مربع بوده و اغلب با ترکیب‌بندی‌های افقی و عمودی است که با آهنگ بصری قرینه، متناوب و متباین تکرار شده‌اند. طرح‌های اسلیمی و ختایی، همچنین لچکی‌هایی در کنار کتیبه‌ها به جهت تزیین و تأکید بر متن نوشته‌ها به کار رفته‌اند. 
سمانه تقدیر، فاطمه صمیمی فر،
دوره 10، شماره 3 - ( 1-1401 )
چکیده

مسئله چگونگی شکل‌گیری فرایند خلق و ادراک آثار معماری و عوامل موثر بر آن مقوله‌ای با‌اهمیت، چند‌بعدی، و میان‌رشته‌ایست. این در حالیست که در حال حاضر فرایند شکل‌گیری آثار معماری در اکثر پژوهش‌ها با تکیه بر برداشت‌های سطحی از ادراک انسان و در بهترین حالت وابسته به حواس پنج‌گانه ظاهری انسان و البته معمولا محدود به برخی از آنها بررسی می‌شود. بنابراین لازم است جوانب این مسئله از منظر علوم انسان‌شناسی (شناخت قوا و ابزارهای ادرکی او)، هستی‌شناسی (شناخت مراتب هستی)، و روان‌شناسی محیط (بررسی رابطه انسان و محیط) پرداخته شود.
پژوهش حاضر قصد دارد به بررسی چگونگی شکل‌گیری مراحل فرایند خلق و ادراک آثار معماری با تمرکز بر قوای باطنی به‌ویژه «حافظه» و «خیال» معمار بپردازد؛ و با بازتعریف مراحل تجزیه، ترکیب، و ارزیابی در این فرایند با یک نگاه نو، عواملی که مستقیم و غیرمستقیم موثر بر کیفیت شکل‌گیری و تحقق این مراحل هستند را؛ بررسی نماید. شالوده نظری این پژوهش مبانی حکمت متعالیه و برای انجام آن از راهبرد استدلال منطقی استفاده شده است. در مرحلۀ گردآوری دادهها از مطالعات اسنادی و کتابخانهای، و در مراحل بعد، از روش استدلال قیاسی استفاده شده است.
نتایج حاصل از این پژوهش نشان می‌دهد معماری مانند سایر افعال انسان متاثر از بستر مادی و معنوی رشد (تجربه زیسته) و ادراکات معمار در طول عمر تا لحظه خلق اثر است. معمار از یک طرف متاثر از حافظه (خزانه معانی) و خیال (خزانه صورت‌ها) خود است که خمیر‌مایه ایده‌های او خواهند بود؛ و از طرفی به‌واسطه افعال، اخلاق و مزاج خود مرتبه‌ای برای نفس ناطقه‌اش -که مبدا و خالق افعال اوست- رقم می‌زند؛ و البته مرتبه نفس هم نقش بسزایی در کارایی حافظه و خیال در انسان دارد؛ زیرا معانی و صورت‌ها ذخیره شده در آنها حاصل سطح تعامل او با عوالم هستی است. این رویکرد همچنین می‌تواند زمینه‌ساز تحول در حوزه تعلیم معماری و تربیت معماران باشد. زیرا تاکید می‌نماید معمار ابتدا باید قوس صعود معرفت‌یابی را در وجود خویش طی کند و بعد اقدام به آفرینش در قوس نزول خلق اثرمعماری نماید.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله پژوهش های معماری اسلامی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Journal of Researches in Islamic Architecture

Designed & Developed by : Yektaweb